20161003_162239

شعر و سبک مداحی باید مقام و منزلت امام را بالا ببرد.

گفتگوی خبرنگار پایگاه خبری نوانا با حاج محمد رضا شاهنگی متخلص به مشکین در خصوص مداح و مداحی در جامعه کنونی و معایب و محاسن آن در این چند سال اخیر

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوانا؛ مصاحبه با پیر غلام اهل بیت جناب آقای شاهنگی متخلص به مشکین در ادامه به حضورتان تقدیم می گردد.

 

محدرضا شاهنگی متولد مشهد مقدس و شناسنامه در خمین گرفتم.و سه سالم که شد اصفهان آمدم و درمحله دروازه نو میدان شهدا زندگی می کنم ..

از اساتید اول پدرم بودن و بعد یک جلسه ای در این مکان در منزل فعلی اساتیدی از شعرا بودند مرحوم آقای گلزار. مرحوم آقای صغیر مرحوم اقای مشفقی مرحوم آقای جنت حضور دارند یک روز در بازی بودم در هون دوران که اقای حسین گل پرور امدند و گفتند چرا من دنبال پدر در جلسه نیستم و وعده من را نیز گرفتند در همان مجلس و رفتیم البته ایشان به پدرم گفتن چرا محمدرضا در جلسات نمیاوردی و ایشان گفتند که بهتر است محمد رضا فعلا به درس و مشق خود برسد..ولی با این جحال ان شب پدرم دست مرا در دست آقای صغیر و بعد ان در دست اقای مشفقی گذاشتند و حمد و سوره را برای من نوشتن …جاب که بدانید در ان روزیک ضرف از اجیل(تخمه) بود اوردن و گفتن بشین و این هارا مغز کن..و در این حال نماز و اصول را یادم دادند و لذا بلد بودم و بعد که آقای مشفقی امدن معنی حمد و سوره یادم دادن و بعد هم قصیده و غزل را نوشتن وبدین حال وارد عرصه مداحی شدم.

اولین شعری که خاندم این بود که :

 دستور چنین داد بران متن محمود * دلها کنید جمله از هم خشنود

داناست هرانکه لب به غیبت نگشود * دم در کشد از ان تا که نگردی مردود

یه مرشدی و بزرگی در آن جلسه هیات مداحان  نشسته بود به نام مرحوم حاج مرشد فرج الله و استاد لطف الله فرخ بال… لذا این ها جواب سلام من را که دراین شعر نهفته یود را میدادند و این اصالت شعر را نشان میداد که چه معنا و مفهوم هایی در ان بود

البته اقای صغیر گفتند که علیک السلام را نگویید و بجای ان صلوات ختم کنید لذا بجای ان تا میخواندیم صلوات ختم میکرددند

بنده در حال حاضر چهل و هفت سال است در جامعه مداحان آقای صغیر کفش داری مداحان را انجام میدهم و فرقی برای من نمی کند چه آنهایی که در رده بالای هستند و چه انهایی که تازه وارد میشوند  وممکن هم میشود اشتباهاتی هم داشته باشند اشتباه هاتی داشته باشند در طرز گفتار و خواندن که ممکن است اهانت امیز باشد به اهلبیت و لییکی دو ماه و سال کم کمک اب دیده شوند درست می شود یک وقتی چند نفر از غزیزان مداح امدن و گفتن که چه کنیم در این دستگاه من گفتم شما تا  می توانید یک چراغ اضافه کنید به این دستگاه امام حسین (ع) تا این که یک چراغ خاموش کنید و بهتر است برای مداحان جدید  مکان های را درست کنید برای عرزاداری هایشان و ار آنها مکان و فرصت را نگیرید چرا که این کار مکن است باعث شود این جوانان و مداحان جان بروند جاهای دیگر و و با آغوش باز ان مکان ها قبولشان بکنند و غیر ان ممکن است به بیراه روند و چه خوب است به این جوانها راه داد و اگر مانعی در این خصوص است ان را برداریم تا این جوان ها کم کم بیایند در میدان….مثل بچه ای میماند که تازه وارد مدرسه می شوند و نمی شود در ابتدا معادلات پیچیده داد باید کم کم و ارام با آن ها یک به یک راه و چاه را یاد داد تا یاد بگیرند.

سابق اگر مداحی شعری را میخواند در خصوص امام یا مورد خاصی مثلا حدیث کساء مابقی مادحین هم میباید در همان موضوع شعر میخواندند.لذا نمیشد چیز دیگری خوند. و این بود که مداح باید شعر حفظ می کردند و آماده در همه موارد بودند.

اولین جلسه مداحی من اینطور بود که منزل شیخ حسین گل پرور بود و شاگرد آقای مشفقی  آمد دید من دارم در میدان نزدیک بیمارستان امین دید دارم اذان میگویم من را برد منزل ایشان و اولین شعر نوشتن و البته یک قصیده از اقای گلزار که بدین شرح بود

اگر زدام هوس شد گوشوده بال و پرم * به بام عرش از این تگنا قفس بپرم

لذا هفته بعد در این جلسه خواندم

من تمام هیات ها میرم ولی این چند تا هیأت را خودم ایجاد کردم مثل هیات حضرت رقیه با حاج مهدی حبیب اللهی و هیات حضرت علی اصغر با مصطفی مغزی و علی لطیفیان ,حسین جواد قنادی و اکبر هاشمی.

و دسته عزاداری راه می اندازم برای رفتن به بازار مثل هیات موسی بن جعفر که الان در حال ۵۵ سال در شهادت حضرت موسی بن جعفر از مجلس راه می اندازند و میرفتن تا اخر بازار

هیات برای حضرت مسلم که ۲۰ سالی میشود…در عرفه ده روز روضه خوانی میکنند در مجلسی و دسته عزاداری راه می اندارم و میروم هارونیه در شب عرفه هیات دیگری نیز هست به نام حضرت زینب که در خیابان کمال مسجد متوسلین به علی که در ان جلسه همکاری میکنم.

۲۹ سال با مرحوم سعید منش و سید محمدحسینی میرفتیم مشهد و هفت دستگاه شروع شد تا حالا ۴۲ دستگاه شهادت حضرت امام رضا و چهار هزار گل در دست مردم در حسینیه اصفهانی ها با شعری که ساختیم با مضمون با شاخ گلها آمدیم ای گل خشبو….حاجات ما را کن روا ضامن آهو تا پای پنجره فولاد میرویم  ب رای امام مجتبی ۵ سالی هست امامزاده درب امام واقع در خیابانابن سینا روز هفتم ماه صفر دسته عزاداری راه می اندازیم به سمت مسجد نو در بازار و در شب پنجم حضرت رقیه در مسجد حاج رضا در خیابان عبدالرزاق تا بازارچه مسجد حاج محمد جعفر و پا منار و دردشت و حسینیه بنی فاطمه ختم میشود..

توصیه من به جوانها بروند و اشعار حفظ بکنند  که حالا از حفظ میخوانند بتوانند ده سال دیگر هم همین شعر را در زمان میان سال یا حتی کهولت بخوانند و حتما از اشعاری استفاده کنند که چهارچوب و وزن و معنای درستی داشته و نشود ایرادی از آن گرفت.

من خاطرم هست که اولین هدیه ای که از این دستگاه گرفتم این بود که در جریان اتفاقی بنده دچار آسیب دیدگی شدیدی از ناحیه رات پا شدم که بسیار آزار دهنده بود و به لطف امام حسین این پای من که از سه نقطه شکسته گی بدی خورده بود در عرض بیست روز رو به بهبودی رفت به طوری که دکتر معالجم از این موضوع بعد از عکسبرداری کاملا تعجب کرده بود و این هدیه الهی از طرف خدا و امام حسین بود.

الحمدالله ارتباط با خانواده خوبی است و بهتر است بگم ما مداحان از لحاظ خانواده میلیارد هستیم و چطور؟ بدین صورت که به همه چیز ما از هر گرفتاری و غیره و ذالک به خاطر وجود حضرت زهرا میسازند…

بنده لازم است بگویم در کنار این گفتگو که خوب هست بدانیم و بی ربط هم نیست  آسیب های مداحی امروزه است و لذا دنیایی بگم و یا آخرت آن اما اجازه بدید دنیایی آن را بگویم که درب مجلس وقتی خارج میشود اسم دیگران و همدیگر را سبک صدا زدن و یا بهتر بگویم سبک سخن گفتن و این آسیب دارد برای مکتب امام حسین

این شور خواندن ها هم  که امروزه امده بعضی جاهاش خوب نیست

این شور خوانی از اینجا شروع شد که یک مداحی در تهران که ترک زبان بود ایشان میخواست بگوید حسین که زبانش چرخید و نا خود اگاه گفت(سین سین سین) حسین حسین …و مردم دیدند لذا یاد گرفتن و یک مکان دیگر رواج دادن البته این به برداشت من است از این اتفاق بوده و شروع این اجرا.

اجازه بدبد در خصوص مورد پاکت گرفتن این مداحان چند کلمه بگویم و این است که این کار که بیایند و طی کنند کار بسیار اشتباهی است. یک وقتی به مرحوم استاد شکیب یه نفری یکی از قصیده هاشان را خوانده بود و پرسیده بود که جناب شکیب چطور خواندم و ایشان گفتن اگه اربابت یکی است از خودش بخواهی بگیری خوب خواندی و اگه اربابت دو تا هست که بخواهی چیزی بگیری اشتباه و مداح نیستی و کاری که کردی مزد آن را گرفته ای…

من سبک های قدیم را تایید میکنم برای مداحان و از ادبیات غلط در این خصوص پرهیز میکنم. به عنوان مثال (رقاصم و رقاصم من نوکر عباسم ) این چه شعری و سبکی است….

شما ببینید این شعر را که میخوانم ببینید

سرسلسله مردم آزاد حسین است * آن کس که در این ره سر و جان داد حسین است

مردی که چو کوهی به بر تیشه بیداد * دامن به کمر برزد و ایستاد حسین است

اعلامیه از قتلگه کرببلا داد * با زینب و سجاد سوی شام فرستاد

این جمله زاو بود درآن نشریه مستور * باید بشراز قید اسارت شود آزاد

شعر باید این گونه مقام و منزلت امام را هم بالا ببرد.

حتی به شعر شهریار هم ایراد میگیرند ان بیت (علی ای همای رحمت) چرا که بجای کلمه هما که معنای مرغ فلان معنا است (گنده خوار)اقای سلیم موزون پدر دکتر موزون اصفهانی  میگوید بگویید (علی ای وصی احمد)تو چه مظهری خدا را ….

یا مثلا شعر دیگر که میگوید شه لا فتی برای مولا علی خوب چه بهتر که بگوییم شه انما باشد که در قران هم اشاره شده

کلام اخرم هم این است که بزرگواران کاری بکنند که نزد آقا امام حسین شرمنده نباشند

به عنوان مزاح یه خاطره بگم برای کسانی که مداح هستند و دنبال پیشرفت و موفقیت:

یه کس آمد  بود در مسیر ما نشسته بود در راه رفتن به هیأت در مسجد و مریض اورده بود و من هم دیدم که برف داشت می آمد در سرما ..گفتم که پدر جان چرا اینجا نشسته ای بیا در مسجد و آوردیم آن را در مسجد و اتفاقا آن شب هم شام  داشتیم و من دو تا شام دادیم به ان و خورد و گفت  مال چیه این شام گفتم مال این است که شمر سر امام حسین را بریده است ..و زبانم لال گفت که دستش درد نکنه…من تعجب کردم  و اقای امام جمالعت مسجد را صدا زدم و گفتم تشریف بیاورید.و کفتم که این بنده خدا دو تا شام خورده و میگوید ما چه بوده گفتم به این دلیل که شمر ملعون سر امکام حسین رو تو چنین جریانی بریده و این می گوید دستش درد نکنه اگه فردای قیامت دم درب جهنم  شمر جلوی من و شما رو گرفت و گفت چرا مقابل این آدم دم مسجد شما حق نمک رو ادا نکردید می دانید چرا آخر یه عده به نان و نوایی رسیدن در این مورد واقه کربلا و سر بریدن امام توسط شمر ملعون . واین شعر شده که میگویند( شمر دون گفت به مداحان ندون یا به آن یکی ندون خوب نونی پختم برات قدرش بدون)

و جدی جدی برای یک عده نان پخت و برای یک عده شده کسب درآمد که فلان شخص بیاید ده شب جایی بخواند و بگویداین قدر تومان میگیرم که بخوانم  با کلی امکانات و وسایل و نفرجگاه متاسفانه.

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Go to TOP